لطفى زاده در سال ۱۹۲۱ در باكو پايتخت آذربايجان شوروى سابق ديده به جهان گشود. پدرش روزنامه نگار و تاجر آذربايجاني
ايراني از اهالي
اردبيل و مادرش پزشك كودكان و اهل
روسيه بود.. باكو در آنزمان و پيش از برقراري حكومت شوروي مركز اقتصادي مهمي بشار مي رفت. بطوريكه بيش از نصف نفت دنيا در آن منطقه استخراج مي شد، بهمين علت آذربايجان را "تكزاس روسيه" مي ناميدند.

همين امر مهاجرين بسياري را از سراسر گيتي، شامل شركت هاي معظم و افراد ثروتمند و نيز افراد ساده جوياي زر، بدانجا جلب كرده و باكو شهري بين المللي شده بود. در بين اين مهاجرين ايرانيان بسياري، اغلب از اهالي آذربايجان ايران، نيز بودند. پس از فروپاشي نظام تزاري، و چندين سال دست به دست شدن قدرت بين نيروهاي عثماني و آلماني؛ حكومت مساواتي ها، نيروهاي انگليسي، و ناپايداري هاي سياسي، بالاخره واحدهاي ارتش سرخ وارد باكو شده و حاكميت شوروي در باكو و آذربايجان برقرار گرديد. تحصيلات ابتدايي لطفي علي عسكرزاده جوان در اين شهر و در مدرسه اي روسي زبان شروع شد گرچه او پيش از آغاز مدرسه خواندن و نوشتن را آموخته بود. در سال 1931 بدنبال سياست اشتراكي سازي مزارع دوران سختي در سراسر شوروي و از جمله در آذربايجان شروع شد. پرفسور لطفي علي عسكرزاده در مصاحبه اي با تلويزيون باكو در دهه نود ميلادي در اينباره چنين مي گويد: "صف هاي طولاني نان در باكو را هنوز به خاطر دارم." اين سياست ها و ناپايداري هاي پيش از آن ايران را هدف مهاجرت بسياري از قفقازي ها ساخته بود كه علاوه بر آذري ها شامل گرجي ها، ارمني ها و روس ها بودند و در برخي شهر هاي شمال ايران و تهران اقامت گزيدند. خانواده او نيز از اين امر مستثني نبودند و مجبور به بازگشت به سرزمين پدري و تهران شدند. او تحصيلات خود را در تهران (دبيرستان البرز) كه آنزمان مدرسه ميسيونري و كالج امريكائي ها ناميده مي شد ادامه داد. در همين مصاحبه با تلويزيون باكو او اين جابجائي را يك شوك عميق فرهنگي مي نامد: "در مدرسه شوروي به مذهب به عنوان پديده ناپسند نگريسته مي شد در صورتيكه در مدرسه ميسيونري ما بايد هر روز دعا مي خوانديم". او ادامه مي دهد: "در دوران جواني بازيگوش نبودم، در خانه ما شايد نزديك 3000 كتاب، بيشتر بزبان روسي وجود داشت، چون پدرم روزنامه نگار بود و من بسياري از آثار كلاسيك جهاني را در خانه مطالعه كردم. تولستوي، چخوف، داستايوسكي و شكسپير (بزبان روسي). من تنها فرزند خانواده بودم. پدرم مشغول تجارت بود و مادرم ساعات بسياري طبابت مي كرد به همين دليل من هميشه تنها بودم. بياد دارم روي ميز تحريرم بروسي نوشته شده بود "بتنهائي" و اين امر باعث شد كه مستقل بار آيم و هيچ گاه نخواهم از ديگري تقليد كنم". تحصيلات عالي را در دانشكده فني دانشگاه تهران انجام داد. خودش در اينباره مي گويد: "بيشتر اساتيد دانشكده فني دانش آموخته فرانسه بوده و فرهنگ فرانسوي (دكارتي) در محيط دانشكده فني غالب بود. ويژگي اين فرهنگ اينست كه شما بايد هر پديده اي را دقيق تعريف كنيد حتي اگر آن پديده بسيار نامفهوم باشد". او ادامه مي دهد: "فراموش نكنيد كه جو مذهبي تنها پس از برقراري جمهوري اسلامي در دانشكده فني برقرار گرديد و آنزمان بجز يك نفر استاد مذهبي ديگري نداشتيم، او همان كسي است كه پس از چندين دهه اولين نخست وزير جمهوري اسلامي شد (منظور مرحوم مهندس بازرگان است)".